یادداشت های یک دختر امروزی
آخرین یادداشت ها
اندر احوالات مادر !! این موجود شگفت انگیز !!!!
سوال
چرا ؟!
دنیامو دوس دارم !!
نامرد !!!!
۳روز به کنکور ...
این وبلاگ تا اطلاع ثانوی تعطیل است..
خوابم میاد بابا...
دنبال چی میگردی؟عنوان نداره..!
نمی دونم
یه نفر رفته..
یه سلام دیگه...

آرشیو
تیر 1386
مرداد 1386
شهریور 1386
تیر 1387
مرداد 1387


موضوع بندی

لینک های روزانه

لینک دوستان
عشق آف لاین
کاکتوس (جز خاطره های قشنگ شد..)
معلوم
مجهول
مجله دوست داشتنی من
ارمغان زمان فشمی (۱)
ارمغان زمان فشمی (۲)
ژوپیتر
باران پاییزی( برمیگرده..یه دوست خیلی مهربون)
یادداشت های به فروز(حذفش کرد)
باران (حنانه و سمیه)
بچه مثبت!
از سیب تا نصیب
آیسان و بابک
یکی از فنچ های روزگار
پریچهر..
مردونیوس.!
چرا عاشق نباشیم؟
دختر آریایی(نگین)
آیدا
آف عشق(امیر)
دلنوشته های دو تا داداش(تایماز و آیتان)
ستاره کوچولوی من(یوسف)
یکی مثه تو(لارس)
تایماز گلوله ی یخ
بزدل شجاع
دست نوشته های سارا
مترسک و دیوانه(امیرو سنا)
برو بچ سرخ دل(الی جون)
ح-زینتی
عشقولانه ی ناصر برزگر
کفشدوزک بدون کفش.!
آوای مهر(پریسا و سمیرا)
یادداشت های مشترک مهدیس و مردونیوس
دکی جون.(من و بهار)
حنانه خانومیی
همه روزهام(مرجان)
تقصیر من نبود(نیلو)
حکایت های من..(ندا خانومی)
دلتنگی های ابدی سحر جونم
نیاز
شیده خانوم
shortest straw
نیمکت تنهایی من
اشک های مسیح (یوسف)
حضرت عشق(روزبه)
خونه ی ما (پاتوق دوستان )
یه آدم معمولی (حسین)
سیمرغ
آسما ن من (مونا )
شاید تکرار اما شیرین (مامی جون)
دریای من اقیانوس تو (عادل)
وبلاگ گروهی زیتون
منو تنهایی هام (نازنین )
یادداشت های یک دختر ترشیده
ترانه ها ی بی کسی (حسین زینتی )
darkscare
قلب شکسته ی من (محسن)
پرواز را به خاطر پسپار(نیلو )
کامران نجف زاده (خبرنگار محبوب)
هزار توی تنهایی (شهرزاد )

لوگو
sOli's LoGo
یادداشت های یک دختر امروزی


تعداد بازدیدکنندگان
8691

طراحی قالب

POWERED BY
BlogSky.com

سوال

خدای مهربونم !

یه سوال ؟؟

به اون خداییت !!!

تا حالا نشده پشیمون بشی از آفریدن ما آدم ها ؟؟!

آدم که چه عرض کنم !؟!

بعضی هامون ....؟!

 

00:10 AM | سلی | نظرات [25]

چرا ؟!

آنقدر گفته اند که ارتباط میان دختر و پسر حرام است و

خلاف شرع که خودمان هم نمیدانیم در فساد اخلاقی در زدیف اولین کشور هاییم !

وقتی بلد نباشی چطور به مردم خدمت کنی !!

تو برو 500000 رکعت نماز شب بخوان !

 و حتما هم امید داشته باش که خدایی میشیوی و هستی !

زدی به نشنیدن و نفهمیدن ! و خواستی دیگران هم نفهمند و نشنوند !

 هر کس شنید گوشش را بریدی ! و هر کس فهمید به شعورش توهین کردی !

و اینطور شد مردممان همه را به دست خودت سپردند و

تو هر گندی که خواستی به ایران زدی !

تا انجا که ایران شد عربستان و مردممان هم شدند عرب !

دیگر ایرانی باقی نماند تا به آن افتخار کنیم !

دیگر کوررشی برایمان به یادگار نذاشتی! و نه داریوشی !

 و این شد ایرانی که پیشینه ی تاریخی آن هنوز هم فریاد میزند : مرا دریابید !

و اینک من در آستانه ی جوانی که قلبم مرده وفسرده است

با این لبخند تصنعی فریاد میزنم : من ایرانی ام !! من از نسل آریایی ام !!

 دست از سرم بردارید ! بگذارید راهم را خودم انتخاب کنم !

و تو باز حق حرف زدن را از من سلب کردی ! در دهانم را گرفتی و با خشم گفتی :

هر چه من میگویم ! تو هنوز بچه ایی و جوان ! عقلت که قد نمی دهد !

 تو هنوز وقت داری ! برو پی کارت ! به عبارتی !خفه شو و گم شو

و من به این فکر میکنم که چقدر وقت دارم؟؟ حتما تا زمانی که شبیه ی تو شوم ..

 و راه سر کیسه کردن مردم و کلاهبرداری را یاد بگیرم !

 بله تا ان زمان خیلی وقت هست تا

 ایرانم را آنطور که تو میخواهی بسازم و یا شاید خراب کنم !

و من دل مرده تر دوباره هر روز موهایم را سیخ میکنم !

 جلوی آینه به خودم همان لبخند تصنعی را تحویل میدهم..

 هنزفری ام را در گوشم میگذارم ..

لباس های اجق وجقم را تنم میکنم..

تا شاید از ایرانی که تو برایم ساخته ایی فاصله بگیرم !

و توام دهانم را سفت تر و محکم تر بگیر ....

 قابل توجه دوستان : ایران من با ایران اونا فرق میکنه !

من از ایران اونا فاصله میگیرم !

به نظر رسید بعضی ها متوجه منظور آپ من نشدن !

به همین دلیل باید این نکته رو میگفتم !!

4:08 PM | سلی | نظرات [28]

دنیامو دوس دارم !!

نمیخوام هیچ وقت از دنیای کودکی ام فاصله بگیرم !

نمیخوام کسی وارد زندگی ام شود !

میفهمی ؟؟؟

میخواهم هنوز شاد و آزاد باشم !

میخواهم هنوزم با دمپایی دنبال امیر بدووم و داد بزنم -میگیرمت-

میخواهم هنوز وحشیانه لواشک بخورم و بعد زبونم رو در بیارم و حال همه رو به هم بزنم !

هنوز هم میخواهم هندونه رو با قاشق بخورم ! تا تهش ! و هیچی هم به مهدیه ندم !

هنوز میخوام تو کوچه دوچرخه سواری کنم ! یا با بچه های کوچه مسابقه بدم !

هنوز میخواهم روی دیوار اتاقم خط خطی کنم  !!

میخواهم پله ها رو ۵تایی !!! بالا بروم !!!

و یا حتی از روی جوب بپرم !!!

و یا توی جنگل روی درخت ها یادگاری بنویسم !!

و یا منو و امیر و مهدیه با هم در سنگ انداختن تو دریا مسابقه بدیم !

هنوز هم دلم برای دعوا های منو و امیر و جیغ کشیدن هایم تنگ می شود !!

+امیر داداشمه !

+مهدیه آبجیمه !

..............

من نمیخوام بزرگ شوم !!

نمیخوام شادی هام تموم شن !!

میفهمی ؟؟؟!

 

مامان میگه بزرگ شدی ! خانوم شدی  ! یه سری کاراتو بذار کنار !

من زیر لب میگم :

مامانی من دنیامو دوس دارم !

 

10:10 PM | سلی | نظرات [31]