یادداشت های یک دختر امروزی
آخرین یادداشت ها
اندر احوالات مادر !! این موجود شگفت انگیز !!!!
سوال
چرا ؟!
دنیامو دوس دارم !!
نامرد !!!!
۳روز به کنکور ...
این وبلاگ تا اطلاع ثانوی تعطیل است..
خوابم میاد بابا...
دنبال چی میگردی؟عنوان نداره..!
نمی دونم
یه نفر رفته..
یه سلام دیگه...

آرشیو
تیر 1386
مرداد 1386
شهریور 1386
تیر 1387
مرداد 1387


موضوع بندی

لینک های روزانه

لینک دوستان
عشق آف لاین
کاکتوس (جز خاطره های قشنگ شد..)
معلوم
مجهول
مجله دوست داشتنی من
ارمغان زمان فشمی (۱)
ارمغان زمان فشمی (۲)
ژوپیتر
باران پاییزی( برمیگرده..یه دوست خیلی مهربون)
یادداشت های به فروز(حذفش کرد)
باران (حنانه و سمیه)
بچه مثبت!
از سیب تا نصیب
آیسان و بابک
یکی از فنچ های روزگار
پریچهر..
مردونیوس.!
چرا عاشق نباشیم؟
دختر آریایی(نگین)
آیدا
آف عشق(امیر)
دلنوشته های دو تا داداش(تایماز و آیتان)
ستاره کوچولوی من(یوسف)
یکی مثه تو(لارس)
تایماز گلوله ی یخ
بزدل شجاع
دست نوشته های سارا
مترسک و دیوانه(امیرو سنا)
برو بچ سرخ دل(الی جون)
ح-زینتی
عشقولانه ی ناصر برزگر
کفشدوزک بدون کفش.!
آوای مهر(پریسا و سمیرا)
یادداشت های مشترک مهدیس و مردونیوس
دکی جون.(من و بهار)
حنانه خانومیی
همه روزهام(مرجان)
تقصیر من نبود(نیلو)
حکایت های من..(ندا خانومی)
دلتنگی های ابدی سحر جونم
نیاز
شیده خانوم
shortest straw
نیمکت تنهایی من
اشک های مسیح (یوسف)
حضرت عشق(روزبه)
خونه ی ما (پاتوق دوستان )
یه آدم معمولی (حسین)
سیمرغ
آسما ن من (مونا )
شاید تکرار اما شیرین (مامی جون)
دریای من اقیانوس تو (عادل)
وبلاگ گروهی زیتون
منو تنهایی هام (نازنین )
یادداشت های یک دختر ترشیده
ترانه ها ی بی کسی (حسین زینتی )
darkscare
قلب شکسته ی من (محسن)
پرواز را به خاطر پسپار(نیلو )
کامران نجف زاده (خبرنگار محبوب)
هزار توی تنهایی (شهرزاد )

لوگو
sOli's LoGo
یادداشت های یک دختر امروزی


تعداد بازدیدکنندگان
8693

طراحی قالب

POWERED BY
BlogSky.com

نامرد !!!!

جوانی با سرعت زیاد ! حرکت مارپیچی ! و بی توجه به جلو ! با ولوم بلند آهنگ ! زنی را که از خیابان رد می شد را زیر گرفت ! و بلافاصله فرار کرد !

زن روی زمین افتاد ! مردم دورش حلقه زدند ! کسی جرات دست زدن نداش ! همه به همدیگر نگاه میکردند ! انگار منتظر بودند کسی پیش قدم شود !(این یک !)

همسایه ی زن .. زن را شناخت  ! و او را به بیمارستان رساند !

 زن به هوش امد ! کتفش شکسته بود ! و بدنش هم به شدت درد میکرد !

خوشبختانه پلاک ماشین را گرفته بودند !

پلیس یه سرعت ماشین جوان را در شهر شناسایی کرد ! و او را دستگیر کرد !

شوهر زن رضایت داد و جوان آزاد شد !

شوهر زن: تو خجالت نمیکشی ؟ زدی زنمو ناکار کردی و فرار کردی ؟حداقل یه کم معرفت داشتی می رسوندیش بیمارستان ! عذاب وجدانی نداشتی ؟!!!!!

جوان : آقای محترم من ماشینم بیمه اس ! برید بیمه رو بگیرید ! حالا هم تمومش کنین !من عروسی دوستم دعوتم ! باید برم !امری دیگه؟؟؟( این دو)

و رفت و پیداش نشد !

 

 

+ به این فکر میکنم بیمه چقدر آدم ها رو نامرد کرده !

+اون زن مامانی من بود !

+هر چی بزرگ تر میشم چیز های زیاد تری کشف میکنم !!

++++ ما قصد داریم پدر این آدم رو در بیاوریم !

 

 

 

01:08 AM | سلی | نظرات [26]