X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 13 خرداد‌ماه سال 1388 ساعت 03:17 ب.ظ

دیروز کتانی هایم را پوشیدم . هندزفری ام را در گوشم گذاشتم تا به دنیا اونجوری که هست فک نکنم!!  

صداها را که نمی شنیدم ولی ادم ها را میدیدم...عده ایی شال سبز بسته بودند ...پسری را دیدم که فریاد میزد :تغییر برای ایران..!!

و سر تا پا سفید پوشیده بود ..و رنگ بنفش لباسش تو ذوق میزد !

دختری جلو آمد و بلند گفت : هی خانوم ...

"هر چقدرم صدای آهنگ بالا باشد باز بعضی ادم ها به زور خودشان را وارد دنیای شخصی دیگران میکنند .."

با لبخند برگشتم ...

شال سبزی را به طرفم گرفت و گفت : همیشه سبز باشی !!

گفتم :سبز سبزم ریشه دارم !!

با بی تفاوتی ان را به کوله پشتی ام اویزان کردم ..

وارد ستادشان که شدم دختر ها و پسر ها برایم دست زدند !

یکی گفت :همراهان سبز امضا کنین میخوایم امار بگیریم !

امضا کردم و از انجا زدم بیرون ...

نگاهم به همان پسر افتاد ..مرا که دید گفت :

Hey you !change for iran .understand ?

بی اختیار خندیدم و گفتم :آره همون که تو میگی !!

مچ بند بنفش را به دستم داد و گفت :تغییر در قانون اساسی !!

گفتم :تغییر تغییره دیگه !! اصن میشه به هر دوشون رای داد ؟؟

و مچ بند بنفش را هم ادامه ی شال سبز محکم بستم !!

======

جلوتر که رفتم ! یکی گفت :این دیگه یعنی چی ؟؟!؟

منم بلند تر گفتم : یعنی اینکه میخوام وضع عوض شه !!وضع موجود نه !! همین !!

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo